الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 17

الغدير ( فارسي )

را تاريك تر از آنچه هست نبينند كه بلغزند و به پندارهاى نادرست افتند ناگزير شدم جلوى خامه را باز گذارده و آنچه را به راستى بود آوردم بىآنكه درستى آنها را به گردن گرفته و باور داشتن آن را بر كسى بايسته شناسم يا به هيچ روى ؛ خود را سزاوار داورى در پيرامون آن انگارم و اميدوارم خوانندگان گرامى نيز به آن اندازه بلند نگرى داشته باشند كه اگر هم انديشه‌ها و نگرشهاى كسانى از بزرگترين پيشوايان آئين خويش را شايسته ى پذيرفتن نمىدانند دست كم بازگوگرى آن را در خور سرزنش نشمارند زيرا تنها انگيزهء من در پيش كشيدن آنها ، بيم از اين بود كه مبادا كسانى - از سر نادانى - گمانهاى ناخوشتر برند و سرپوش نهادن بر روى گفتار ، زيانهاى بيشترى به بار آرد . د - نگارندهء دانشمند گهگاه پاره اى از زمينه چينىها و برداشتهاى سنيان را باز نموده است بىآنكه نادرستى و هم ناسازگارى آنها را با آموزشهاى شيعه روشن سازد و البته براى كسانى كه دانش بهره بردارى از خود « الغدير » را دارند نيازى هم به اين كار نبوده است ولى هنگامى كه در برابر تودهء پارسى زبان باشيم از پرداختن به آن چاره اى نيست تا پرت نيفتند و پرسشى بىپاسخ به مغزشان نيش نزند و اين هم نمونه : 1 - در ص 199 و 201 مىبينيد كه پيشروان سنت ، نشان صاحب « يار و دوست پيامبر » را كه در قرآن به بوبكر داده شده دست آويز برترى او گرفته‌اند و پاسخ ايشان را در زيرنويس ص 199 مىتوان يافت . 2 - بر بنياد آنچه در ص 287 آمده است براى آنكه پيمان زناشوئى بسته شود هم به دو گواه نيازمنديم و هم به پذيرش سرپرست زن ، با آنكه از ديدگاه آئين دانان ما گرفتن گواه براى اين برنامه هر چند نيكو است باز هم دستورى گريز ناپذير نيست و اگر دور انديشىها و استواركارىها را نديده بگيريم ، پذيرش سر پرست را نيز - از چشم انداز فقهى تنها - نمىتوان بايسته شمرد و تازه كسان انگشت شمارى هم كه نيازمندى به آن را پذيرفته‌اند سرپرستى را تنها براى پدر